پایان نامه با واژگان کلیدی تعيين، ميزان، خوشخوراکي

ارزش غذايي خوراک را پيش بيني نمود. روش کيسههاي نايلوني، با قرار دادن مواد خوراکي در شکمبه دام، امکان مجاورت نزديک خوراک مورد آزمايش را با محيط طبيعي تخمير ميسر ميسازد. و شايد بتوان گفت که روشي بهتر از آن براي تقليد از محيط شکمبه (از نظر درجه حرارت، pH، بافر و آنزيمها) وجود ندارد (Mansuri et al., 2003).

جدول 2-1- عوامل موثر بر دقت تكنيكهاي تجزيهپذيري شکمبهاي در شرايط In situ
(Wilman and Adesogan, 2000)
عامل
اثر
خشک کردن در آون
کاهش نيتروژن قابل تجزيه و محلول
خشک کردن با انجماد
افزايش به هدر رفتن ذرات، اين روش بهتر از ساير روشهاي خشك كردن براي سيلو است.
آسياب و خرد کردن نمونهها
کم برآورد کردن زمان تاخير و برآورد بيش از حد سرعت تجزيه به علت افزايش تجمع باکتريايي
اندازه ذرات
با افزايش اندازه ذرات فاز تاخيري افزايش مييابد
روش شستشو
بيش از حد برآورد كردن مواد محلول و ذرات به هدر رفته توسط شستشوي ماشيني اما نسبت به شستشوي دستي كاربرديتر است.
توالي انکوباسيون
انکوباسون با ترتيب معکوس ميتواند به علت تغيير شرايط محيط شكمبه نمونههاي انكوبه شده، سرعت تجزيه را کاهش دهد.
اندازه منفذ كيسه
اگر کمتر از 15ميليميكرون باشد، ميتواند باعث کاهش تجزيهپذيري از طريق کاهش تجمع و محدود کردن ميکروارگانيسمها و جلوگيري از خروج گازها و اگر بيش از 40 ميليميكرون باشد، باعث كاهش ذرات غيرقابل تجزيه و نامحلول شود.
نوع بافت کيسه
برخلاف پارچههاي چند رشتهاي، کيسههاي تک رشتهاي بيشتر متمايل به تحريك در تغيير شكل كيسهها هستند و باعث افزايش به هدر رفتن ذرات از اين طريق شوند.
آلودگي ميکروبي
برآورد کمتر تجزيه نيتروژن در خوراکهاي با نيتروژن کم. روشهاي حذف آلودگي پرهزينه، کاربر و کم دقت هستند.

2-8- روش توليد گاز (Gas production)
در اين بررسي به منظور برآورد ميزان تجزيه خوراک در شکمبه از روش کيسه‌گذاري (in situ) و برآورد ميزان تخمير نمونه خوراکي در آزمايشگاه (روش توليد گاز) انجام گرفت. فن توليد گاز اولين بار توسط منک و استينگاس (1988) ابداع و معرفي گرديد و مقدار گاز توليدي حاصل از تخمير خوراک به وسيله ميکروارگانيسمهاي شکمبه در مدت 24 ساعت به همراه فراسنجههاي ديگر (پروتئين خام، الياف خام، چربي خام و خاکسترخام) جهت تخمين انرژي قابل متابوليسم خوراکها استفاده مي‌شود (Menke and Steingass, 1988). اساس فن توليد گاز مشابه سيستمي است، که توسط تيلي و تري (1963) ابداع شد، با اين تفاوت که در فن توليد گاز به جاي اندازهگيري ماده خشک از دست رفته، حجم گاز حاصل از تخمير با گذاشتن نمونههاي خوراک در داخل سرنگهاي شيشهاي مدرج به همراه مخلوط مايع شکمبه و بافر در زمآن‌هاي مختلف ثبت مي‌شود (Tilley and Terry,1963). ميتوان با استفاه از يک گيرنده حساس نسبت به فشار، سيستم ساده توليد گاز را توسعه داده و برآورد ميزان هضم علوفه در مايع شکمبه را در شرايط آزمايشگاهي تعيين کرد (Theodorou et al., 1991). اندازهگيري توليد گاز به واسطه سادگي اين روش، در سالهاي اخير بطور روز افزوني براي برآورد مصرف اختياري ماده خشک در حيوان به کار رفته است. بلومل و همکاران (1997) از اين سيستم جهت تخمين نرخ و ميزان تخمير علوفه‌ها و فيبر نامحلول در شوينده خنثي علوفه‌ها استفاده كردند و پيشنهاد دادند كه، از اين اطلاعات مي‌توان جهت تخمين ميزان ماده خشك مصرفي استفاده كرد. هضم غيرهوازي مواد آلي بوسيله ميكروبهاي شكمبه باعث توليد اسيدهاي چرب فرار، دياکسيدکربن، متان و به مقدار كمتري H2 ميشود. بنابراين اندازهگيري توليد گاز در روش برون حيواني ميتواند براي مطالعات نرخ و مقدار هضم مواد غذايي مورد استفاده قرار گيرد. اولين ‌بار از تكنيك توليد گاز براي ارزيابي ارزش انرژيزايي مواد خوراكي استفاده شد. از اين روش براي تخمين اثر مواد ضدتغذيه‌اي (مثل تانن‌ها21)، چربي‌ها، يونوفرها22 و ويتامين‌ها بر روي توان انرژي‌زايي و قابليت هضم مواد خوراكي، عملكرد و جمعيت ميكروارگانيسم‌ها نيز مي‌توان استفاده کرد.
2-9-تعيين ميزان خوشخوراکي:
از اصطلاح خوشخوراکي جهت تشريح درجه تمايل حيوان به انتخاب و خوردن يک غذاي خاص استفاده مي شود، اما مترادف با مقدار مصرف غذا نيست . در تعيين چگونگي خوشخوراکي غذا تنها حواص بويايي ،لامسه و چشايي دخالت دارند. اغلب حيوانات اهلي از خود رفتار بوييدن را نشان مي دهند . اما اندازهگيري اينکه تا چه حد حس بويايي براي تعيين محل غذا و انتخاب آن لازم است، کار مشکلي مي باشد. اغلب از انواعي از مواد بودار(آروماتيک23)،مانند شويد(شبت)،گيشنيز، شنبليله و تخم باديان براي خوش بو کردن غذاي حيوانات استفاده مي شود.(McDonald et al., 1926) خوشخوراکي عبارت است از مجموعه عوامل فيزيکي و شيميايي گياه که دام را به خوردن يا نخوردن يک گياه ترغيب مي کند(رئوفي راد و همکاران.1392). با توجه به نتايج به دست آمده، کيفيت علوفه را ميتوان با توجه به نوع دام، شاخصي از خصوصيات شيميايي گياه،در تعيين خوشخوراکي آن برشمرد. خوش خوراکي يا عدم خوشخوراکي به طور کلي نمايانگر خوردن يا اجتناب از خوردن يک گياه است. خوشخوراکي به شرايط و خصوصيات گياه گفته مي شود که باعث تحريک دام مي شود و دام آن گياه را انتخاب مي کند. همچنين ،مي توان گفت خوشخوراکي مجموعهاي است از خصوصيات گياه، شامل مواد فيبري، مواد شيميايي و مغذي و نيز خصوصيات گياه شامل مواد فيبري، مواد شيميايي و مغذي و نيز خصوصيات مورفولوژي مثل خارها و تيغها، که ميل و رغبت يک حيوان را براي خوردن گياه ويژهاي برمي انگيزد (Heady, 1964). به طور کلي ميتوان از روش مشاهده مستقيم مطالعه ميزان مصرف علوفه يا شدت بهرهبرداري علوفه، روش استفاده از فيستوله ، تجزيه محتويات معده و روش تجزيه فضولات دامي براي اندازهگيري خوشخوراکي استفاده کرد(Vallentine, 2001). کيفيت علوفه گياهان يکي از عوامل مهمي است که ميتواند در تعيين خوشخوراکي گياهان استفاده شود.(Arzani, 2009). تعيين کيفيت علوفه گياهان عموماً پروتئين خام،انرژي متابوليسمي و ضريب همبستگي ماده خشک علوفه تعيين مي شود.(Back et al., 2005). خوشخوراکي رابطهاي است في مابين طعم، بو،مزه و بافت يک خوراک و اثرات پس از هضمي مواد غذايي و سموم است که هر دو از خصوصيات گياه و مرحله تغذيهاي دام و تجربه پيشين او از مواجه با آن خوراک، تاثير مي پذيرد (قدسي رائي.1375).

3- مواد و روشها
3-1- موقعيت و مشخصات آب و هوايي گياه مورد مطالعه و محل اجراي آزمايش
کليه آزمايشات در آزمايشگاه تغذيه دام گروه علوم دامي، دانشکده کشاورزي و ايستگاه آموزشي تحقيقاتي سد سيستان دانشکده کشاورزي دانشگاه زابل در 25 کيلومتري جنوب زابل طي سال 1392 انجام شد. اين منطقه با طول جغرافيايي 61 درجه و 31 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 30 درجه و 55 دقيقه شمالي، در ارتفاع 480 متري از سطح دريا قرار دارد. آب و هواي منطقه براساس طبقه بندي کوپن در اقليم خشک بسيار گرم، با تابستان‌هاي گرم و خشک و بر اساس طبقه بندي آمبرژه جزء مناطق بياباني معتدل ميباشد. براساس آمار ايستگاه هواشناسي زهک ميانگين دراز مدت بارندگي در منطقه 55 ميلي متر است. ميزان تبخير ساليانه به طور متوسط 500-450 ميلي متر، که ميانگين دراز مدت درجه حرارت منطقه 7/21 درجه سانتي گراد و حداقل حرارت مطلق 7- درجه سانتيگراد ميباشد (Ahmadian et al., 2003).
3-2- دام‌هاي مورد مطالعه
براي انجام آزمايشات تعيين تجزيهپذيري اين تحقيق از دو راس گاو نر بومي فيستوله دار استفاده شد که در سال 1389در مزرعه سد سيستان فيستولهگذاري شده و در همين محل نگهداري مي‌شوند.
3-3- روش نمونه‌برداري و آماده سازي نمونه‌هاي چغندرعلوفهاي
نمونه برداري از قسمت‌هاي مختلف چغندرعلوفهاي (ريشه، برگ، بوته کامل) در اواخر آبان ماه سال 1392 به شيوه تصادفي – سيستماتيک از مزارع شهرستان تربت حيدريه انجام شد. نمونه‌ها به قطعات 1 تا 2 سانتي‌متري خرد و پس تعيين ميزان رطوبت تيمارهاي مختلف (ريشه، برگ و بوته کامل) .خشک کرده ، نمونهها جهت بررسي ارزش غذايي آسياب شده و جهت آماده سازي تيمارهاي سيلو شده مابقي تيمارهاي خرد شده به نسبت مناسب جهت پايين آمدن رطوبت و رسيدن به حد مطلوب (65 درصد) همراه کاه به طول کامل مخلوط گرديد سپس در کيسههاي نايلوني به‌صورت فشرده به نحوي که تا حد امکان داخل آن هوايي باقي نماند سيلوسازي گرديد. نمونههاي سيلو شده پس از 45 روز باز و در ابتداي امر pH آن اندازهگيري شد. پس از اندازه گيري pH به ميزان مورد نياز از سيلاژها برداشته و رطوبت آن اندازه گيري شد. در ادامه به ميزان مورد نياز جهت بررسي ارزش غذايي تيمارها خشک، آسياب و مورد استفاده قرار گرفت.آزمون خوشخوراکي تيمارهاي اجزاء مختلف چغندرعلوفهاي در مرحله پس از برداشت از مزرعه وآزمون خوشخوراکي تيمارهاي سيلو شده پس از باز نمودن سيلاژها انجام گرفت .
تيمارهاي آزمايشي شامل موارد ذيل بودند:
تيمار 1: ريشه چغندرعلوفهاي
تيمار2: سربرگ وطوقه چغندرعلوفهاي
تيمار3: بوته کامل چغندرعلوفهاي
تيمار 4: سيلاژ ريشه چغندرعلوفهاي به همراه کاه گندم
تيمار 5: سيلاژ برگ وطوقه چغندرعلوفهاي
تيمار 6: سيلاژ بوته کامل چغندرعلوفهاي به همراه کاه گندم.
روش سيلو‌سازي در کيسههاي نايلوني 25 کيلوگرمي انجام گرفت. بعد از 45 روز سيلو‌ها باز شدند. در ابتدا pH هر کدام از سيلو‌ها با استفاده از pH متر اندازه‌گيري شد(Polan et al., 1998). پس از خشککردن نمونه‌ها، به طور مجزا توسط دستگاه آسياب داراي الکي با قطر 2 ميلي متر آسياب شدند و سپس از هر تيمار نمونه‌ها برداشته شدند و براي انجام آزمايش تجزيه تقريبي جهت تعيين ترکيب شيميايي مورد استفاده قرار گرفتند.
3-4- روش‌هاي ارزشيابي مواد خوراکي
هدف اصلي از ارزشيابي مواد خوراکي به دست آوردن اطلاعاتي در مورد ترکيبات شيميايي، قابليت تجزيه‌پذيري، گوارش پذيري آن‌ها مي‌باشد (Givens et al. 1987). در اين تحقيق ترکيبات شيميايي و ‘,گوارشپذيري نمونه‌ها به روش‌هاي زير تعيين گرديدند:
1- تعيين ترکيبات شيميايي به روش تجزيهتقريبي(1990 AOAC,) و اندازه‌گيري اجزاء ديواره سلولي به روش ون سوست(Van Soest et al.,1991).
2- تعيين ميزان تجزيهپذيري ماده خشک و گوارشپذيري به روش فيستوله‌گذاري با استفاده از تکنيک کيسه‌هاي نايلوني(?rskov et al., 1980) و توليد گاز (Menke and Steingass, 1988) .
3-4-1- تعيين ترکيبات شيميايي
3-4-1-1- اندازه گيري pH سيلو
حدود 25 گرم از نمونه تازه در بشر 500 ميلي‌ليتري توزين و 100 ميلي‌ليتر آب مقطر به آن اضافه گرديد. نمونه بهخوبي با آب مخلوط و به مدت يک ساعت اين مخلوط هر 10 دقيقه يکبار بهم زده شد. پس از گذشت يک ساعت عصاره حاصل در بشر کوچکتري ريخته شد و pH محلول با استفاده از pH متر (مدل510 pH ) قرائت گرديد (Polan et al, 1998). يکي از شاخصهاي مهم که در ارزشيابي علف سيلو شده مورد توجه قرار ميگيرد، pH ميباشد که با اندازهگيري آن ميتوان تا حد زيادي به ميزان اسيدلاکتيک توليد شده در سيلو و نيز کيفيت فرآيند تخمير و وضعيت پايدار مواد سيلو شده پي برد (سيادت، 1371). در ارزيابي کيفي يک سيلاژ خوب و مناسب،مي توان ملاک هاي چون رنگ ،بو و عطر، بافت، درجه حرارت و pHرا در نظر گرفت . يکي از راه هاي ارزيابي کيفي سيلاژ، شاخص فلينگ (Fleing point) مي باشد(Denek,N and Can,A.2006).که آن سيلاژ بسته به ميزان pH وDM مورد ارزيابي قرار مي گيرد.درجه بندي سيلاژ از نظر کيفيت براساس شاخص فيلينگ به شرح ذيل مي باشد.
جدول3-1 : درجه بندي سيلاژ از نظر کيفيت براساس شاخص

در این سایت فقط تکه کوچیکی از متن پایان نامه درج می شود برای دانلود متن کامل روی عکس زیر کلیک کنید
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سيلو، تغييرات، تجزيه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعيين، کيسهها، ريخته

دیدگاهتان را بنویسید

*